داستان بسیار زیبا و خواندنی با موضوع کاشکی که برف بیاد

داستان بسیار زیبا و خواندنی با موضوع کاشکی که برف بیاد

عجب کیفی دارد که صبح اینقدر نازت را بکشند وکله پاچه ای باشد و نان سنگکی و……خلاصه عشق یعنی همین!….

بر لحاف فلک افتـــاده شکاف
پنبه میبارد از این کهنه لحاف


ادامه مطلب ادامه مطلب . . .

برچسب ها : .

  • نوشته : لوکس فان
  • تاریخ : ۷ آذر ۱۳۹۰

داستان بسیار زیبای شاه عباس و شیخ بهایی

در تاریخ آمده است ، به رسم قدیم روزی شاه عباس کبیر در اصفهان به خدمت عالم زمانه ” شیخ بهائی” رسید پس از سلام واحوالپرسی از شیخ پرسید: در برخورد با افراد اجتماع ” اصالت ذاتی ِ آنها بهتر است یا تربیت خانوادگی شان ” ؟

شیخ گفت : هر چه نظر حضرت اشرف باشد همان است ولی به نظر من ” اصالت ” ارجح است .


ادامه مطلب ادامه مطلب . . .

برچسب ها : .

  • نوشته : لوکس فان
  • تاریخ : ۲۹ مرداد ۱۳۹۰

داستانهای بسیار زیبا و پند آموز جدید سال ۱۳۹۰

داستان آموزنده “غرور بیجا”

یک روز گرم شاخه ای مغرورانه و با تمام قدرت خودش را تکاند. به دنبال ان برگهای ضعیف جدا شدند و آرام بر روی زمین افتادند. شاخه چندین بار این کار را با غرور خاصی تکرار کرد، تا این که تمام برگها جدا شدند شاخه از کارش بسیار لذت می برد. برگی سبز و درشت و زیبا به انتهای شاخه محکم چسبید ه بود و همچنان از افتادن مقاومت می کرد.


ادامه مطلب ادامه مطلب . . .

برچسب ها : .

  • نوشته : لوکس فان
  • تاریخ : ۲۰ مرداد ۱۳۹۰

داستانی عاشقانه بسیار زیبا و خواندنی

داستانی عاشقانه بسیار زیبا و خواندنی

 ” جان بلانکارد ” از روی نیمکت برخاست لباس ارتشی اش را مرتب کرد و به تماشای انبوه مردم که راه خود را از میان ایستگاه بزرگ مرکزی پیش می گرفتند مشغول شد . او به دنبال دختری می گشت که چهره او را هرگز ندیده بود اما قلبش را می شناخت دختری با یک گل سرخ . از سیزده ماه پیش دلبستگی‌اش به او آغاز شده بود. …..


ادامه مطلب ادامه مطلب . . .

برچسب ها : .

  • نوشته : لوکس فان
  • تاریخ : ۶ تیر ۱۳۹۰

داستان زیبا و خواندنی معنای عشق و عاشقی

داستان زیبا و خواندنی معنای عشق و عاشقی

دخترک شانزده ساله بود که برای اولین بار عاشق پسری شد…

 پسر قدبلند بود، صدای بمی داشت و همیشه شاگرد اول کلاس بود. دختر خجالتی نبود اما نمی خواست احساسات خود را به پسر ابراز کند، او از اینکه راز این عشق را در قلبش نگه می داشت و دورادور او را می دید احساس خوشبختی می کرد.


ادامه مطلب ادامه مطلب . . .

برچسب ها : .

  • نوشته : لوکس فان
  • تاریخ : ۳۱ خرداد ۱۳۹۰
  • Page 1 of 2
  • 1
  • <